سراج24- گروه اجتماعی:علت اصلی بسیاری از بیماریها و اختلالات جنسی در افراد، فراگیری و اجرای رفتارهای نامتعارف جنسی و اختلالات رفتار جنسی است که از برنامههای ماهواره الگوبرداری میشود. به این صورت که این برنامهها، انواع توقعات جنسی را در بینندگان خود ایجاد میکنند که برای ارضای آنها حاضر میشوند هر نوع انحرافی را مرتکب شوند. تبلیغ و ترویج انواع آزادیهای جنسی و توجیه ادبیات فرویدی، که مخاطب را به نوعی به سمت اعمال زشت و آزاردهنده، تشویق و ترغیب میکند. عدم کنترل این صفت (سیریناپذیری) در انسان و تبلیغ بازار روابط آزاد جنسی در چنین شبکههایی، همسران را نیز متحول میسازد و آنان را به سوی خواستههای جدیدتر سوق میدهد، تا جایی که زوجین از بودن در کنار شریک قانونی خود لذت نمیبرند و جز تکرار و دلزدگی از هم احساسی ندارند، دیگر، هیچیک از همسران برای هم جذابیتی نداشته و تصاویر، فیلمها و پورنوگرافیها، بخشی از نیازهای جنسی آنها را برآورده میسازد. این وضعیت موجب میشود که در زندگی واقعی، از شریک جنسی خود کمتر احساس رضایت کنند و گاه باوجود داشتن همسر قانونی، به تبعیت از برنامههای ماهوارهای عشق خود را در جای دیگر جستوجو کنند و با افراد متعددی خارج از چارچوب خانواده رابطه برقرار کنند. چنین وضعیتی همچنین میتواند این دیدگاه را در فرد ایجاد کند که پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد. زیرا پس از ازدواج این آزادی محدود میشود، به همین دلیل بینندگان منفعل ترجیح میدهند که یا اصلاًً ازدواج نکنند یا با تأخیر ازدواج کنند، زیرا در بیرون از خانه و دور از ازدواج رسمی، میتوانند با تنوع و آزادی جنسی بیشتری ارضا شوند. از اینرو، هنجارها و ارزشهایی که چنین شبکههایی سرلوحه برنامههای خود قرار میدهند، نه تنها مروّج ارزشهای دینی و اخلاقی نیست، بلکه خود عامل ایجاد ناهنجاری در سطح خانواده میشود و برای ترویج و تثبیت افکار، ایدهها و ارزشهای شخصی و گروهی مخاطب را به سوی انحراف از ارزشها و بیبندوباریها سوق میدهد. امری که در جامعهای مثل جامعه ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است و این نوع رفتار با فرهنگ دینی ما همخوانی ندارد. چنین مسائلی حتی در جوامع غربی نیز به عنوان ناهنجاری وجود داشته و با این ناهنجاریها برخورد میشود، اما شبکههای ماهوارهای به بیننده منفعل اینگونه القا میکند که در کشورهای غربی چنین روابطی مورد پذیرش است. این رسانه «به واسطه بار فرهنگی که دارد، تأثیر بسیار زیادی بر چگونگی فرهنگ و نظام آموزشی افراد جامعه میگذارد.» (منادی،۱۳۸۵: ۲۰۷) چراکه قدرت فوقالعادهای روی اذهان آدمی دارد؛ قدرتی که تاکنون سابقه نداشته است، به طوری که اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نکنیم، ما را از جاده تمدن دور خواهد کرد. (بوستی، ۱۳۷۹: ۱۰۴)
بر اساس تحقیقات انجام شده بهطور کلی میتوان آثار شبکههای تلویزیونی ماهوارهای را به قرار زیر دستهبندی کرد:
۱ـ از دست دادن رضایت از زندگی
با مشاهده زندگیهای زناشویی، همچنین پژوهشهایی که نگارنده در حوزه خانواده طی سالهای اخیر انجام دادهاست، با تحلیل محتوای دقیق مطالب مصاحبهها و مقایسه بین آنها این نکته یادآور میشود که، با ورود ماهواره به فضای خصوصی خانوادهها، اکثر زنان و مردان تحت تأثیر برنامههای ماهوارهای، رضایت از زندگی خویش را از دست داده، علت این نارضایتی را در ابتدا ناسازگاری و نارضایتی جنسی ذکر کردهاند. طی مصاحبههای پیدرپی، اکثر زوجها بر این امر اذعان داشتند که همسرانشان با تماشای صحنههای جسورانه جنسی، تحت تأثیر تبلیغات وسوسهانگیز و دروغین و تصاویر مستهجن ماهواره، هویت خود را با بازیگر روی صحنه یکی میدانند و برای هرچه شبیهتر کردن خود به او تلاش میکنند. شادکامی و رضایتمندی جنسی را تنها، بودن در کنار فردی همچون الگوهایی که ماهواره به نمایش میگذارد، میدانند. بعضی از این زوجها به دلیل خیانت همسرشان تقاضای طلاق کرده، در پی گرفتن انتقام از همسر، ارتباط عاطفی و جنسی خود را با فرد دیگری از سر گرفته بودند. اما گروه دوم که تعدادشان بیش از گروه اول بود؛ با وجود خیانت، به زندگی با همسرشان ادامه داده، به دلیل ساختار فرهنگی جامعه، تأکیدات اسلام بر قبح طلاق و پیامدهای آن به خصوص با وجود فرزندان در خانواده، در بسیاری از موارد، اگرچه از زندگی مشترک نارضایتی شدید داشتند، حاضر به جدایی نشدند و به زندگی سرد توأم با فرسایش روحی و روانی و حتی جسمی و چه بسیار متشنج برای سالهای زیادی ادامه دادند. در این طلاق عاطفی، زن و مرد بدون جاری کردن صیغه طلاق، زیر یک سقف، اما به صورت جدا از یکدیگر زندگی کردند. طلاق عاطفی، ضربه سنگینی به خانواده وارد ساخته بود. وضعیت این گروه نسبت به گروه اول بسیار ناراحتکننده بود، چرا که مدام از سردی روابط با همسر و فاصلهای که بینشان به وجود آمده بود، سخن میگفتند؛ از سایه تاریک نارضایتی و آشفتگی که بر اخلاق، رفتار و فعالیتهای روزمره آنها گسترده شده بود. این گروه همچنان محیط ناآرام و پر تنشی را در کنار ماهواره سپری میکنند و تنها به این میاندیشند که سرانجام خانواده چه خواهد شد؟
۲-القای ضدارزشها به جای ارزشها
شبکههای ماهوارهای قادرند احساس شخص از واقعیت را تغییر دهند و با تأثیرگذاری بر افکار و روان مخاطبان خود، به راحتی نوع دیدگاه و سلایق و حتی توقعات مردم را متحول سازند. گربنر، معتقد است درسهایی که بینندگان از تلویزیون میآموزند، احتمالاً در آینده پایههایی برای جهانبینی وسیع آنها میشود. تلویزیون منبع معناداری از ارزشهای عمومی، عقاید قالبی، ایدئولوژی و دیدگاهها را به مخاطبان تحمیل میکند. (گربنر،۱۹۸۰)
تلویزیون نهتنها قواعد و قوانین حاکم بر ارتباط و تعامل بین انسانها، بلکه نگرش انسانها را نسبت به خود، دیگران و جهان تغییر میدهد. (اولسون، ۱۳۷۷ :۵) این واقعیت را نباید نادیده گرفت که ارزشهای غیراخلاقی به راحتی از طریق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پیاده شدن در محیط خانواده است. ماهواره با توجه به توانمندیهایی که دارد، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزشها و باورهاست، چه اینکه قادر است با برنامهریزیهای دقیق و کنترل شده، اندیشههای مردم یک جامعه را شکل داده و رفتار آنان را به صورت دلخواه سمتوسو دهد. شبکههای ماهوارهای در قالب برنامهها و آگهیها، ارزشهای متفاوتی چون فرهنگ برهنگی، مصرفگرایی، تجملپرستی، ترویج بیمبالاتی اخلاقی و… را به نمایش میگذارند و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشیدگی به فراموشی سپرده میشود. رقابت برای عرضه هر چه بیشتر جذابیتهای جنسی، به فرهنگ غالب در شبکههای ماهوارهای تبدیل شده، «در این جاست که شخصیت انسان نقش بازی میکند. یعنی، هنجارها و ارزشهایی که فرد درونی کرده، در اینجا خود را نشان میدهد.» (منادی، ۱۳۸۵: ۵۱) بینندگان هم به تدریج از چنین ارزشگذاریهایی متأثر شده و برای عقب نماندن از ارزشهای پیشرفته جوامع غربی، ارزشهای دیگری را چون برهنگی و سبک آرایش و لباس خاص و… را «به صورت عادت در خود، درونی و بخشی از جسم خود کرده و با خود همراه میکنند.» (بوردیو،۱۹۸۹: ۸۷)۱ از این طریق ارزشهای متفاوتی مغایر با ارزشهای دینی و اسلامی جامعه به وجود آمده، سبب پیدایش رفتارهای نابهنجارانه از سوی مخاطبان خواهد شد. در این صورت است که تضعیف ارزشها در خانواده موجب تضعیف پیوندهای عاطفی در میان اعضای آن میشود.
اثرگذاری ماهواره بر ارتباط عاطفی زوجین
شبکههای ماهوارهای، با پوشش جهانی که بیشتر در غرب و کشورهای صنعتی مستقر است، با برنامهریزی هدفدار سعی میکنند با تأثیرگذاری بر افکار خانوادهها و برهم زدن آرامش خانوادهها، بسترهای ذهنی و فرهنگی تأمین منافع خود را فراهم سازند، چرا که فناوریهای نوین ارتباطی ـ اطلاعاتی با فراهم آوردن امکان پیدایی جامعه، شبکهای از افراد و جوامع را در قالبهای تازه، هویتهای تازهای بخشیدهاند. (کاستلز، ۱۳۸۰: ۲۰) گسترش و استفاده افراطی ماهوارهها با کارکرد متنوع و دگرگونسازیهای پیوسته خود، رفتهرفته سبب آسیبپذیر شدن پیوند عاطفی خانوادهها شده و استحکام خانواده را به مخاطره میاندازد. در این صورت خانواده، قویترین عامل دوام و رشد خود را که عاطفه و صمیمیت میان اعضاست، به فراموشی میسپارد. برنامههای ماهواره به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهرهبهچهره را گرفته و توانستهاند فضای انفرادی را بهجای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم کنند، به گونهای که در ابتدا به افزایش فردگرایی و کاهش جمعگرایی منجر میشوند و با رخنه در محیط گرم خانواده، ترویج مفاسد دینی، عفافزدایی و ایجاد حس رقابت در زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عامل مهمی در آسیب رساندن به انسجام خانواده شوند. در کشور ما بیشترین مخاطبان تلویزیون را زنان تشکیل میدهند. همین مسئله سبب شده برنامههای این نوع شبکهها با هدف قرار دادن شخصیت زن و القای فرهنگ غربی تا حد قابل ملاحظهای بتوانند شخصیت حقیقی زن مسلمان ایرانی را متزلزل و بنیان خانواده را بهشدت تضعیف کنند.
در شبکههای ماهوارهای شدت بخشیدن به رقابتهای اقتصادی میان زن و مرد به جای پیوندهای عاطفی مستحکم نشسته و ارائه تعریف نادرست از زندگی مشترک، موجب شده تا مفهوم عشق و اعتماد و تعهد به رقابت و سوءتفاهم تبدیل شود، به نحوی که در حال حاضر کاهش ارتباطات کلامی «که از سادهترین نوع مناسبات انسانی در خانواده محسوب میشود» (محمودیان،۱۳۸۵: ۱۰۹) به ۱۵ تا ۱۷ دقیقه در روز رسیده و موجبات کمرنگ شدن همدلی و گسست عاطفی در خانوادهها را فراهم کرده و موجب از بین رفتن صمیمیت و گسست عاطفی و به نوعی موجب ازخودبیگانگی و خلق زمینه گسست فکری شده، تا حدی که نابودی سلامت فکر و رفتار بینندگان، آنها را دچار حالت مسخشدگی و از دست رفتن عقلانیت کرده است. (منادی، ۱۳۸۵: ۲۰۲) خانوادههایی که تحت شعاع این برنامهها قرار دارند، از مسیر اصلی تربیتی خود که ریشه در مکتب اسلام دارد فاصله گرفته و نتیجه سوء و زیانبار آن، سستی در روابط خانوادگی و در سطح وسیعتر افزایش فساد و بالا رفتن آمار طلاق در کشور خواهد شد.
۳ـ ترویج خانوادههای بدون ازدواج (همخانگیها)
تأثیر خانواده حداقل در دو بعد قابل توجه است. یک جنبه، مربوط به ثبات در الگوهای رفتاری خانواده است که به سالمسازی الگوهای ارتباطی خانواده منجر میشود و دیگری بحث تحکیم و ثبات شخصیتی افراد خانواده است. تلویزیونهای ماهوارهای با هدف قراردادن تحکیم خانواده، هم الگوهای رفتاری خانواده و هم شخصیت افراد را به سوی سستی و تزلزل هدایت میکنند. یکی از الگوهایی که ماهواره برای مخاطبان خود در نظر میگیرد، تبلیغ آزادیهای نامحدود و زندگی مشترک بدون ازدواج یا وصلت آزاد است که عملاً نوعی ازدواج بدون پیوندهای قانونی یا شرعی است. ترس از آسیب دیدن، آرزوی قابل قبول بودن و به خصوص میل به آزادی جنسی و فرار از مسئولیت، عواملی است که از نارسایی بلوغ عاطفی سرچشمه میگیرد. گاهی ترس از دست دادن عشق، شخص را وامیدارد تا امنیت یک پیوند تضمین شده و قانونی را از محبوبش دریغ کند. وصلت آزاد با داشتن فرزند نامشروع، اغلب مبتنی بر تمایل خودخواهانه فرد به دارا بودن اولاد است، ولی با این فرق که ضمناً میخواهد امکان حذف طرف مقابل را هم برای روزی که احیاناً چنین ضرورتی پیش آید، از دست ندهد. (مورالی دانینو،۱۳۸۳: ۱۲۰) به این ترتیب، الگویی که سازندگان برنامههای ماهوارهای بر اساس چنین تفکری در نظر گرفتهاند، ارضای غریزه جنسی جوانان از طریق «انتخاب دوست» است که در غرب روشی معمول به حساب میآید و آغازگر یک زندگی مشترک بدون ازدواج است.
0نظر